ترجمه "sobrevivir" به فارسی
به درازا کشیدن, بودن, دوام داشتن بهترین ترجمه های "sobrevivir" به فارسی هستند.
sobrevivir
verb
دستور زبان
Seguir viviendo o existiendo a pesar de un accidente o experiencia traumática.
-
به درازا کشیدن
verb -
بودن
verbNo vas a sobrevivir a esto dejándolo de golpe.
تو با اين سرد بودن و خون نخوردن زنده نمي موني.
-
دوام داشتن
verb
-
ترجمه های کمتر
- دوام کردن
- زیست کردن
- زیستن
- طول کشیدن
- موجود بودن
- وجود داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sobrevivir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن