ترجمه "sobrino" به فارسی
پسر برادر, پسر برادر، پسر خواهر, پسر خواهر بهترین ترجمه های "sobrino" به فارسی هستند.
sobrino
noun
masculine
دستور زبان
El hijo del hermano o la hermana de alguien. [..]
-
پسر برادر
nounEs el sobrino de mi patrona, lady Catherine.
اون پسر برادر خانم کاترينه.
-
پسر برادر، پسر خواهر
El hijo del hermano o la hermana de alguien.
-
پسر خواهر
nounEsto por cierto, sucede con mi sobrino de dos años, Guy.
این بچه ،در هر حال، پسر خواهر دوساله مته .
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sobrino " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sobrino" با ترجمه به فارسی
-
دختر برادر يا خواهر
-
فرزند همنیا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن