ترجمه "superintendente" به فارسی

سرپرست, مدير, ناظر بهترین ترجمه های "superintendente" به فارسی هستند.

superintendente noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرپرست

    noun

    Pídale al superintendente de servicio que explique cómo se abarcará el territorio de la congregación.

    از سرپرست خدمت بخواهید بگوید که چه ترتیباتی برای پوشش محدودهٔ موعظه دیده شده است.

  • مدير

  • ناظر

    noun

    Regresen al “pastor y superintendente de sus almas”

    نزد «شبان و ناظر جانهایتان» بازگردید

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " superintendente " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "superintendente" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه