ترجمه "superior" به فارسی
بالاتر, بالاترین, برگزیده بهترین ترجمه های "superior" به فارسی هستند.
superior
adjective
noun
masculine
دستور زبان
mejor que bueno : de p**a madre [..]
-
بالاتر
Tiene un espacio donde puede hacerse un bar mitzvah en la parte superior.
فضایی داره که میتونید اون بالا جشن تکلیف فرزندتونوبگیرید.
-
بالاترین
adjectiveSí, el 20 %, en el extremo superior del espectro, incluso con los estándares actuales.
بله، ۲۰ درصد، یکی از بالاترین میزانها حتی با استانداردهای امروزی.
-
برگزیده
adjective
-
ترجمه های کمتر
- بیشترین
- مبالغه آمیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " superior " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "superior"
عباراتی شبیه به "superior" با ترجمه به فارسی
-
دامنه سطحبالای ساختگی
-
اسپرماتوفیتا · اسپرماتوفیتها · دانهرستیان · گیاهان گلدار
-
تابع مرتبه بالاتر
-
عفونت دستگاه تنفسی فوقانی
-
نژاد برتر
-
دریاچه سوپریور
-
سیاهرگ رودهبندی بالایی
-
دادگاه عالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن