ترجمه "superviviente" به فارسی
بازمانده, شخص زنده بهترین ترجمه های "superviviente" به فارسی هستند.
superviviente
adjective
noun
masculine
دستور زبان
persona que sobrevive a un accidente o enfermedad
-
بازمانده
nounMarcello era el más antiguo superviviente del expediente porque fue el primer asesino.
مارسلو قديمي ترين بازمانده ي موجود بود ، چون اولين قاتل بود.
-
شخص زنده
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " superviviente " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن