ترجمه "talco" به فارسی
تالكا, تالک, آتاكاما بهترین ترجمه های "talco" به فارسی هستند.
talco
noun
masculine
دستور زبان
tal como me levante [..]
-
تالكا
término geográfico (por debajo del nivel del país)
-
تالک
mineral filosilicato
Lesiones inofensivas causadas por inhalación de talco.
جراحت هاي بي ضرر بر اثر استنشاق تالک بوده
-
آتاكاما
-
ترجمه های کمتر
- آرائوكو
- آكونكاگوا
- آنتوفاگاستا
- آيزن
- اوسورنو
- اوهيژينس
- بيو-بيو
- تاراپاکا
- جمهوري شيلي
- سانتياگو
- شیلی
- كائوتين
- كانسپسيون
- كوريكو
- كوكيمبو
- كولكاگوا
- للانكيهو
- لينارس
- مائول
- مالكو
- ماگالانس
- نيوبل
- والديويا
- والپارزو
- پودر تالک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " talco " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "talco"
عباراتی شبیه به "talco" با ترجمه به فارسی
-
پودر تالک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن