ترجمه "talar" به فارسی
انداختن, به زمین زدن بهترین ترجمه های "talar" به فارسی هستند.
talar
adjective
verb
noun
masculine
دستور زبان
-
انداختن
verb -
به زمین زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " talar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "talar"
عباراتی شبیه به "talar" با ترجمه به فارسی
-
تجهیزات قطع درخت · درختاندازها
-
تالس
-
بریدن و سوزاندن
-
زراعت ابتدايي · زراعت نوبتی · كشاورزي بدوي
-
ریسه · پیکره قارچ
-
برش درخت · قطع · قطع درخت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن