ترجمه "tala" به فارسی
برش درخت, قطع, قطع درخت بهترین ترجمه های "tala" به فارسی هستند.
tala
noun
verb
masculine
feminine
دستور زبان
-
برش درخت
-
قطع
nounLos Rapanui las talaron todas para obtener madera.
راپانويي قطع کرد آنها را و به الوار تبديل کرد.
-
قطع درخت
Esto es que no necesitamos talar bosques para producir alimento.
این بدان معنی است که برای تولید مواد غذایی نیازی به قطع درختان جنگلها نداریم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tala " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tala" با ترجمه به فارسی
-
تجهیزات قطع درخت · درختاندازها
-
تالس
-
انداختن · به زمین زدن
-
بریدن و سوزاندن
-
زراعت ابتدايي · زراعت نوبتی · كشاورزي بدوي
-
ریسه · پیکره قارچ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن