ترجمه "talo" به فارسی
پیکره قارچ, ریسه بهترین ترجمه های "talo" به فارسی هستند.
talo
verb
masculine
دستور زبان
Conjunto de la raíz, el tallo y las hojas de las plantas metafitas. [..]
-
پیکره قارچ
-
ریسه
conjunto de la raíz, el tallo y las hojas de las plantas metafitas
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " talo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "talo"
عباراتی شبیه به "talo" با ترجمه به فارسی
-
تجهیزات قطع درخت · درختاندازها
-
تالس
-
انداختن · به زمین زدن
-
بریدن و سوزاندن
-
زراعت ابتدايي · زراعت نوبتی · كشاورزي بدوي
-
برش درخت · قطع · قطع درخت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن