ترجمه "tarea" به فارسی

وظیفه, کار, امرمهم بهترین ترجمه های "tarea" به فارسی هستند.

tarea noun feminine دستور زبان

deber que el maestro pone al alumno para que haga en casa [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • وظیفه

    noun

    Esa tarea, ese privilegio, pertenece a nuestros descendientes.

    این وظیفه، این امتیاز، به نسل بعدی فرزندان ما تعلق دارد.

  • کار

    noun

    Descansaba aproximadamente una hora y salía para la próxima tarea.

    پس از اینکه حدود یک ساعت استراحت میکرد، به سر کار بعدی میرفت.

  • امرمهم

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تلاش
    • تکلیف
    • جد و جهد
    • سعی
    • سعی بلیغ
    • طرح
    • متعهد
    • وظيفه
    • کار مشکل
    • کوشیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tarea " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tarea" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tarea" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه