ترجمه "tibia" به فارسی

درشتنی, استخوان بازو, استخوان درشتني بهترین ترجمه های "tibia" به فارسی هستند.

tibia noun adjective feminine دستور زبان

Temperatura un poco más alta de lo usual, todavía agradable. Temperatura suave. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • درشتنی

    hueso de la pierna

  • استخوان بازو

    noun
  • استخوان درشتني

  • ترجمه های کمتر

    • استخوان ران
    • استخوان زند زبرين
    • استخوان كتف
    • استخوان كف دست
    • استخوان كف پا
    • استخوان مچ
    • استخوان مچ پا
    • استخوان نازكني
    • استخوانهاي بند انگشت
    • استخوانهای اندام حرکتی
    • درشت نی
    • راديوس
    • كشكك
    • مفصل شانه
    • ولرم
    • گرم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tibia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "tibia"

عباراتی شبیه به "tibia" با ترجمه به فارسی

  • garm · ولرم · گرم
  • garm · ولرم · گرم
اضافه کردن

ترجمه های "tibia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه