ترجمه "tibio" به فارسی

garm, ولرم, گرم بهترین ترجمه های "tibio" به فارسی هستند.

tibio adjective masculine دستور زبان

Temperatura un poco más alta de lo usual, todavía agradable. Temperatura suave. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • garm

  • ولرم

    adjective

    Es tan denso, que sabe a barro tibio.

    خیلی غلیظ ـه ، مزش مثل گِل ولرم ـه

  • گرم

    adjective

    Temperatura un poco más alta de lo usual, todavía agradable. Temperatura suave.

    Los tragos tibios y calientes tienen más demanda en invierno.

    نوشیدنیهای گرم و داغ در طول زمستان خوشایندترند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tibio " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tibio" با ترجمه به فارسی

  • استخوان بازو · استخوان درشتني · استخوان ران · استخوان زند زبرين · استخوان كتف · استخوان كف دست · استخوان كف پا · استخوان مچ · استخوان مچ پا · استخوان نازكني · استخوانهاي بند انگشت · استخوانهای اندام حرکتی · درشت نی · درشتنی · راديوس · كشكك · مفصل شانه · ولرم · گرم
اضافه کردن

ترجمه های "tibio" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه