ترجمه "toro" به فارسی
ورزا, گاو, گاوهای نر بهترین ترجمه های "toro" به فارسی هستند.
toro
noun
masculine
دستور زبان
bebida de alcohol preparada con diferentes sabores [..]
-
ورزا
noun -
گاو
nounHay que coger el toro por los cuernos.
برای گرفتن گاو، شاخهایش را بگیرید.
-
گاوهای نر
-
ترجمه های کمتر
- бик
- طبق
- ماهیچه
- چنبره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " toro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "toro"
عباراتی شبیه به "toro" با ترجمه به فارسی
-
گاو برنزی
-
گربهماهی آب شیرین
-
گربهماهی آب شیرین
-
اردکماهی زرهپشت · جك · ماهي اسكاد · ماهي ماكرل جك
-
گاو خشمگین
-
بانتنگ · بوس بانتنگ · بوس جاوانيكوس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن