ترجمه "torno" به فارسی

دستگاه تراش, ماشین تراش, هندل بهترین ترجمه های "torno" به فارسی هستند.

torno noun verb masculine دستور زبان

Máquina usada como herramienta para dar forma a metales o maderas.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستگاه تراش

  • ماشین تراش

    noun

    Me dieron el seguro, pero no me dieron el torno, así que hicimos un cerrojo.

    به من همین یک قسمت از ماشین تراش رو دادند٬ به خاطر همین یه قفل ازش ساختیم.

  • هندل

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • چرخ چاه
    • چرخ کوزه گری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " torno " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Torno
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستگاه تراش

    Máquina para desgastar materiales duros como madera, piedra y metales dándoles la forma cilíndrica, de disco, de cono y hasta de una esfera si el torno es más avanzado.

  • چرخ و محور

تصاویر با "torno"

عباراتی شبیه به "torno" با ترجمه به فارسی

  • جرثقيل · جمعكنندههاي دسته علوفه · ماشینآلات جابجایی
  • شدن
  • پیچند
  • گيره آهنگری
  • پیچند
  • توفندها · تيفونها · ديوبادها · سیکلونها · چرخندها · چرخهبادها
اضافه کردن

ترجمه های "torno" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه