ترجمه "tornillo" به فارسی
پیچ, pīḫ, زندانبان بهترین ترجمه های "tornillo" به فارسی هستند.
tornillo
noun
masculine
دستور زبان
Eje con un surco de forma helicoidal en su superficie. Su uso principal es como sujetador enroscado usado para mantener objetos juntos.
-
پیچ
nounelemento metálico utilizado en la fijación de unas piezas con otras [..]
Lo pensamos, lo optimizamos y llegamos a tres tornillos diferentes para la caja.
بنابراین دربارش فکر کردیم ، بهبودش دادیم ، و در نهایت، سه نوع پیچ، داخل جعبه قرار دادیم.
-
pīḫ
-
زندانبان
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tornillo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tornillo"
عباراتی شبیه به "tornillo" با ترجمه به فارسی
-
مسيرهای كابلي · نقالهها · نقالههاي بادي · نقالههاي غلتكي · نقالههاي لرزان · نقالههاي مته · نقالههاي نواري · نقالههاي پيچي
-
جرثقيل · جمعكنندههاي دسته علوفه · ماشینآلات جابجایی
-
پرس · گيره آهنگری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن