ترجمه "vagina" به فارسی
مهبل, نیام, واژن بهترین ترجمه های "vagina" به فارسی هستند.
vagina
noun
feminine
دستور زبان
con onda [..]
-
مهبل
nounconducto fibromuscular elástico parte de los órganos genitales internos de la mujer
O, mirándolo desde otro ángulo, tiene una vagina y problemas de lectura.
يا خارج از اين محوطه بهش فکر کن ، اون يه مهبل داره و مشکل خوندن ،
-
نیام
noun -
واژن
nounEn primer lugar, la vagina no es tan fácil de encontrar.
در وهلهی اول، حتی پیدا کردن واژن خودتان هم خیلی آسان نیست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vagina " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vagina" با ترجمه به فارسی
-
سرطان واژن
-
بيماريهاي واژن · بیماریهای مهبلی · فروافتادگي مهبلي
-
بيماريهاي واژن · بیماریهای مهبلی · فروافتادگي مهبلي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن