ترجمه "vecino" به فارسی

همسایه, نزدیک, ساکن بهترین ترجمه های "vecino" به فارسی هستند.

vecino adjective noun masculine دستور زبان

Persona que vive en una casa adyacente o próxima a la casa de otra persona. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • همسایه

    noun

    Educar una hija es como regar las plantas del vecino.

    دختر بزرگ کردن مثل آب دادن باغچهٔ همسایه است.

  • نزدیک

    noun

    En todo momento rehuyeron el contacto estrecho con sus vecinos paganos.

    (عبرانیان ۱۱:۱۳) در عین حال سعی میکردند زیاد به همسایگان بتپرست خود نزدیک نشوند.

  • ساکن

    noun

    Dado que lleva consigo publicaciones en varios idiomas, ha podido dejar a sus vecinos muchos tratados y revistas.

    او همیشه به چندین زبان نشریات مسیحی به همراه دارد و بسیاری از ساکنان، رساله یا مجلّات را میپذیرند.

  • ترجمه های کمتر

    • مجاور
    • همساي
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vecino " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "vecino"

عباراتی شبیه به "vecino" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vecino" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه