ترجمه "vigilancia" به فارسی
نظارت, مراقبت, پایش بهترین ترجمه های "vigilancia" به فارسی هستند.
vigilancia
noun
feminine
دستور زبان
Sistema que permite la observación, la medida y la evaluación continuas del progreso de un proceso o de un fenómeno con vistas a tomar medidas correctivas. [..]
-
نظارت
nounmonitoreo del comportamiento o actividades
Ahora se están considerando robots para la vigilancia doméstica.
حتی وزوز حشرات هم در این نظارت و مراقبت محلی در نظر گرفته می شوند.
-
مراقبت
nounY por supuesto, también se puede usarlo para la vigilancia.
و البته، میتوانید از آن برای مراقبت هم استفاده کنید.
-
پایش
-
ترجمه های کمتر
- سرپرستی
- سيستمهاي نظارت
- مبصری
- مونیتورینگ
- نظامهاي كنترل
- چالاکی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vigilancia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vigilancia" با ترجمه به فارسی
-
سيستمهاي نظارت · مونیتورینگ · نظامهاي كنترل · پایش
-
بررسیهای آفت · پايش آفت
-
نظارت بهداشتي · نظارت بیماری · نظارت همهگيريشناختي · گزارش بيماري
-
پايش محيط زيست · پایش زیستمحیطی · پایش محیط زیست
-
نظارت بهداشتي · نظارت بیماری · نظارت همهگيريشناختي · گزارش بيماري
-
پایش محصول زراعی
-
نظارت تغذیه · نظارت تغذیهای
-
هيئت نظارتى
اضافه کردن مثال
اضافه کردن