ترجمه "zorra" به فارسی
جنده, روباه, فاحشه بهترین ترجمه های "zorra" به فارسی هستند.
zorra
noun
feminine
دستور زبان
remolque de dos ruedas para arrastrar con una camioneta [..]
-
جنده
noun -
روباه
nounUn zorro huele su propia madriguera antes de entrar.
روباه بوی گندش را زودتر از دیگران استشمام میکند.
-
فاحشه
nounNo quiero ser la zorra por la cual la van a dejar.
نميخوام فاحشه اي بشم که " نيکولاس " قراره بخاطرش زنشو ترک کنه.
-
ترجمه های کمتر
- دریده
- روباه در کوخرد
- سلیطه
- لاج
- مادهسگ
- مهبل
- پتیاره
- کس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zorra " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "zorra" با ترجمه به فارسی
-
ماهيان مرلان شاهي · منتیسیروس
-
آلوپكس · روباه · روباه شمالگان · روباهها · فریبکار · نیرنگباز · وولپس
-
فنک · قارساق
-
روباه
-
صاریغ
-
آمارانتوس ادوليس · آمارانتوس کوداتوس · تاجخروس دمگربهاي · گندم اينكا
-
ارزن آلماني · ارزن ايتاليايي · ارزن بوئري · ارزن دمروباهي · ارزن سيبريهاي · ارزن فرانسوي · ارزن مجارستاني · ارزنی ایتالیایی · ستاریا ایتالیکا · كتوكلوا ايتاليكا · پانيكوم ايتاليكوم · پانيكوم هيسپانيكوم · گاورس ایتالیایی
-
روباه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن