ترجمه "zorro" به فارسی
روباه, روباهها, فریبکار بهترین ترجمه های "zorro" به فارسی هستند.
zorro
adjective
noun
masculine
دستور زبان
que eres zorro o gato [..]
-
روباه
nounپستاندار همهچیز خوار [..]
Un zorro huele su propia madriguera antes de entrar.
روباه بوی گندش را زودتر از دیگران استشمام میکند.
-
روباهها
Allá arriba en el árbol, no en el suelo donde el zorro y el lobo puede robarlos primero
بالای درخت ، جایی که دست گرگها و روباهها بهش نرسه
-
فریبکار
noun
-
ترجمه های کمتر
- نیرنگباز
- آلوپكس
- روباه شمالگان
- وولپس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zorro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "zorro"
عباراتی شبیه به "zorro" با ترجمه به فارسی
-
ماهيان مرلان شاهي · منتیسیروس
-
جنده · دریده · روباه · روباه در کوخرد · سلیطه · فاحشه · لاج · مادهسگ · مهبل · پتیاره · کس
-
فنک · قارساق
-
روباه
-
صاریغ
-
آمارانتوس ادوليس · آمارانتوس کوداتوس · تاجخروس دمگربهاي · گندم اينكا
-
ارزن آلماني · ارزن ايتاليايي · ارزن بوئري · ارزن دمروباهي · ارزن سيبريهاي · ارزن فرانسوي · ارزن مجارستاني · ارزنی ایتالیایی · ستاریا ایتالیکا · كتوكلوا ايتاليكا · پانيكوم ايتاليكوم · پانيكوم هيسپانيكوم · گاورس ایتالیایی
-
روباه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن