ترجمه "Ahi" به فارسی
اجاق, اجاق, تنور بهترین ترجمه های "Ahi" به فارسی هستند.
Ahi (tähtkuju)
-
اجاق
nounKui paned need küpsised ahju pool tundi enne korteri näitamist, tehakse enne keskpäeva vähemalt viis pakkumist.
يک ساعت قبل از اينکه بياي اينا رو بزار تو اجاق... و قبل از ظهر 5تا پيشنهاد ميگيري.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Ahi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
اجاق
nounKui paned need küpsised ahju pool tundi enne korteri näitamist, tehakse enne keskpäeva vähemalt viis pakkumist.
يک ساعت قبل از اينکه بياي اينا رو بزار تو اجاق... و قبل از ظهر 5تا پيشنهاد ميگيري.
-
تنور
nounPäev, mis on „põlev nagu ahi”, tuleb ja hävitab kõik kurjad.
«روزی که مثل تنور مشتعل میباشد» برای هلاکت همهٔ شریران میآید.
-
فر
nounLaseme sel paar sekundit seista ja siis pistame selle kuuma ahju.
چند ثانيه طول مي کشه ، بعد ميذاريمش تويه فر داغ
-
كوره
Tavainimesele on see põlev, tuline ahi.
براي انسان عادي آنجا كوره اي سوزان است