ترجمه "Leht" به فارسی
برگ, روزنامه, برگ بهترین ترجمه های "Leht" به فارسی هستند.
Leht
-
برگ
nounLehtedest taignaks ja siis pulbriks tootsid nad 10 000 kilo nädalas.
از برگ تا خمير و تا پودر ، اونا هفته اي 10 هزار کيلو توليد ميکردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Leht " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
leht
noun
دستور زبان
-
روزنامه
nounTa läks tema juurde ja küsis, kas too leidis lehest ka mõne hea uudise.
او از آن مرد پرسید که آیا خبری خوش در روزنامه آمده است.
-
برگ
nounMe võtame kimbu lehti, keerame need kokku ja sa suitsetad nad ära.
ما يه سري برگ مي گيريم و لوله اشون مي کنيم و ميديم شما دودشون بکنيد.
-
برگه
Viie tunniga lugesin kokku, mitu lehte on puul.
من ميتونم تعداد برگهاي روي يه درخت رو توي 5 ساعت بشمارم.
-
ورقه
noun
تصاویر با "Leht"
عباراتی شبیه به "Leht" با ترجمه به فارسی
-
چیدمان صفحه
-
صفحه امروز
-
زمان ایجاد صفحه
-
صفحات سرور فعال
-
شکل برگها
-
نوار موبیوس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن