ترجمه "lehm" به فارسی
گاو, ماده, ماده گاو بهترین ترجمه های "lehm" به فارسی هستند.
lehm
noun
Noun
دستور زبان
-
گاو
nounemane kariloom
Kui mu kell on viis hommikul, tean ma, et isa sõidab lehmi lüpsma.
'وقتی ساعتم ۵ صبح را نشان میدهد، میدانم که پدر در راه برای دوشیدن گاو ها است.
-
ماده
adjective noun -
ماده گاو
noun
-
ترجمه های کمتر
- گاوماده
- مادهگاو
- گا
- گو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lehm " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lehm"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن