ترجمه "istuma" به فارسی
neshastan, نشستن, نِشَستَن بهترین ترجمه های "istuma" به فارسی هستند.
istuma
verb
دستور زبان
-
neshastan
-
نشستن
verbPole mingit põhjust muretseda liigselt selle pärast, kus eemaldatud isik kuningriigisaalis istub.
▪ دلیلی وجود ندارد که بیش از حد نگران مکان نشستن شخص اخراجی در سالن ملکوت باشیم.
-
نِشَستَن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " istuma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن