ترجمه "itaalia" به فارسی

ایتالیایی, ايتاليايى, ايتاليايی بهترین ترجمه های "itaalia" به فارسی هستند.

itaalia
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایتالیایی

    proper

    Evelyn hakkas koristama maju ja mina öösiti üht itaalia restorani.

    اِوِلین به کار نظافت مشغول شد و من نیز در یک رستوران ایتالیایی آخرشبها نظافت میکردم.

  • ايتاليايى

  • ايتاليايی

  • ترجمه های کمتر

    • ایتالیا
    • ژاپنى
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " itaalia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Itaalia proper دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایتالیا

    proper

    Itaalias võttis ”Kuningriigi sõnumi” vastu üks nunn, kes ootas bussi.

    در ایتالیا یک راهبه که منتظر اتوبوس بود یک نسخه از اخبار ملکوت را پذیرفت.

  • ايتاليايى

  • ایتالیایی

    proper

    Näiteks abielumees Antonio Itaaliast märgib: „Mu isa ei arutanud peaaegu et kunagi emaga midagi, kui langetas peret puudutavaid otsuseid.

    برای نمونه، آنتونیو مردی ایتالیایی چنین میگوید: «پدرم برای تصمیمهای زندگی خانوادگی با مادرم خیلی کم مشورت میکرد.

  • ژاپنى

تصاویر با "itaalia"

عباراتی شبیه به "itaalia" با ترجمه به فارسی

  • ايتاليايى · زبان ایتالیایی
اضافه کردن

ترجمه های "itaalia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه