ترجمه "kõrb" به فارسی
بیابان, صحرا, biyâbân بهترین ترجمه های "kõrb" به فارسی هستند.
kõrb
adjective
noun
Noun
دستور زبان
-
بیابان
nounSelle ajaga olid kõik haritud põllud, viinamäed ja viljapuuaiad muutunud kõrbeks.
همهٔ مزارع، تاکستانها، یا باغهای میوه که زیر کشت برده شده بودند، به بیابان مبدل میگشتند.
-
صحرا
nounNad on jõudnud kõrbes paika, mille nimi on Kaades.
آنها به محلی در صحرا به نام قادِش رسیدهاند.
-
biyâbân
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kõrb " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kõrb
-
بیابان
nounKõrb on ta olnud ja kõrbeks ta jälle saab.
این شهر مانند پیش دوباره بیابان خواهد گشت.
تصاویر با "kõrb"
عباراتی شبیه به "kõrb" با ترجمه به فارسی
-
بیابان سونورا
-
صحرای موهاوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن