ترجمه "klient" به فارسی

مشتری, سرویس گیرنده بهترین ترجمه های "klient" به فارسی هستند.

klient
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشتری

    noun

    Ma ütlen, et kui Sa veidi rohkem naerataksid, äkki siis oleks rohkem kliente.

    دارم میگم یه کوچولو لبخند بزن بلکن چار تا مشتری جلب کنی.

  • سرویس گیرنده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " klient " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "klient" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه