ترجمه "kliima" به فارسی
اقلیم, آب و هوا, اقلیم بهترین ترجمه های "kliima" به فارسی هستند.
kliima
-
اقلیم
noun -
آب و هوا
nounKas ma olen arvestanud sealse kliima ja kultuuriga?
آیا فکر آب و هوا و فرهنگ آن کشور را کردهام؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kliima " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kliima
-
اقلیم
Päikesetsüklis on iga 11 aasta või pikema perioodi järel muudatused, mis mõjutavad kliimat.
تغییراتی در چرخه های خورشیدی وجود دارند، که هر ۱۱ سال و بیشتر اقلیم را تغییر می دهند.
عباراتی شبیه به "kliima" با ترجمه به فارسی
-
اقلیم اقیانوسی
-
اقلیم قارهای
-
اقلیم زیرشمالگانی
-
اقلیم جنگلهای بارانی
-
اقلیم گرمسیری
-
اقلیم بیابانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن