ترجمه "koht" به فارسی
جا, محل, جايگاه بهترین ترجمه های "koht" به فارسی هستند.
koht
noun
Noun
دستور زبان
-
جا
nounSina ei ärka üles tundmatutes kohtades, ilma et teaks, kuidas sinna sattusid.
تو اوني نيستي که تويِ يه جاي لعنت شده ناشناس بيدار شدي بدون اينکه بدوني چطور رسيدي اونجا.
-
محل
nounVahest Potter ja tema sõbrad olid lihtsalt vales kohas valel ajal.
ممکنه پاتر و دوستانش به طور کاملاً تصادفي به محل حادثه اومده باشن.
-
جايگاه
Ema, sa istud selles kohas, kuhu meie omajõulupuu panime.
مامان ، تو دقيقا همونجايي نشستي که قبلا جايگاه درخت کريسمس بود.
-
ترجمه های کمتر
- جایگاه
- مقام
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " koht " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "koht" با ترجمه به فارسی
-
بجای خود،آماده، حرکت
-
مکان قابل اعتماد
-
باینجا
-
نقطه در اینچ
-
متر بر مجذور ثانیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن