ترجمه "Kõht" به فارسی

شکم, معده, شکم بهترین ترجمه های "Kõht" به فارسی هستند.

Kõht
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شکم

    noun

    Kõht oli pronksist, sääred rauast, jalalabad savist.

    شکم از برنز پاه ها از آهن و ساق ها از خاک رس بود

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Kõht " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

kõht noun Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • معده

    noun

    Me oleme pidanud kannatama rahapuuduse ja tühja kõhu käes.

    حقارت گشتن با جيب خالي و معده خالي را حس کرديم.

  • شکم

    noun

    Järgmisena tuli Kreeka impeerium, mida tähistasid vasest kõht ja reied.

    پس از آن امپراتوری یونان به میدان آمد که شکم و رانهای برنجین تمثال نشانگر آن بود.

اضافه کردن

ترجمه های "Kõht" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه