ترجمه "kohus" به فارسی
دادگاه, محکمه, تعهد بهترین ترجمه های "kohus" به فارسی هستند.
-
دادگاه
nounKui asi jõudis lõpuks kohtusse, määrati talle kümneaastane vangistus kinnipidamiskohas, kus polnud ühtki teist Jehoova kummardajat.
سرانجام به دادگاه احضار و به ده سال حبس محکوم شد.
-
محکمه
Kuna Paulus teadis kohtuliikmete seas valitsevast poleemikast, rääkis ta neile, et on kohtu ees usu pärast surnute ülestõusmisse.
از آنجایی که پولُس بخوبی از بحثها و مشاجرات اعضای شورا باخبر بود، گفت که او را به سبب اعتقادش به رستاخیز به محکمه کشیدهاند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kohus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
تعهد
Aga pead nüüd esmajärjekorras minu ees oma kohust täitma.
ولي در حال حاضر تو به من تعهد داري
-
دادگاه
nounKohus küsis: „Kas need kirjakohad õhutavad usulist vaenu?”
سپس دادگاه از دادستان سؤال کرد: «آیا این آیات سبب دشمنی و خصومت بین ادیان میشود؟»
عباراتی شبیه به "kohus" با ترجمه به فارسی
-
دادگاه قانون اساسی
-
وحشتناک
-
دیوان دادگستری بینالمللی
-
دیوان بینالمللی دادگستری