ترجمه "kohustus" به فارسی

تکلیف, وظيفه, وظیفه بهترین ترجمه های "kohustus" به فارسی هستند.

kohustus
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تکلیف

    noun

    Mispärast, sinu kohustus kiriku ees on alatine, ja seda sinu perekonna pärast.

    از این رو تکلیف تو بر کلیسا برای همیشه است، و این به خاطر خانوادۀ تو است.

  • وظيفه

    Saime tuttavaks kohustusest, kuid ta hakkas mulle üha rohkem meeldima.

    من به عنوان وظيفه همراهش بودم اما هرچي گذشت بيشتر و بيشتر ازش خوشم اومد.

  • وظیفه

    noun

    Ligimesearmastuse vaimus teenimine pole kohustus, vaid puhas rõõm.

    خدمت توأم با نیک خواهی نه انجام یک وظیفه بلکه مایۀ شادی است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kohustus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kohustus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه