ترجمه "kuid" به فارسی
ولی, گرچه, اگرچه بهترین ترجمه های "kuid" به فارسی هستند.
kuid
conjunction
noun
-
ولی
conjunction nounOletame, et palume Jehoovalt abi, kuid probleem püsib.
فرض کن به درگاه یَهُوَه دعا کرده باشی ولی مشکلت همچنان به قوت خود باقی مانده باشد.
-
گرچه
Nehemja oli kaastundlik, kuid samal ajal seisis teoinimesena vankumatult õiguse eest, andes nii head eeskuju.
گرچه نَحَمِیا شخصی دلسوز بود، اما مرد عمل هم بود و در برقراری عدالت مصمم بود.
-
اگرچه
conjunctionVõituid on küll arvuliselt vähe, kuid nad ei saa lükata oma kohustusi suure rahvahulga peale.
آنان میدانند که اگرچه شمارشان اندک است نمیتوانند مسئولیت خود را بر دوش گروه عظیم بیندازند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kuid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kuid" با ترجمه به فارسی
-
ماه
-
گامهای ماه
-
šeš · شش · شِش · ناخن
-
گلوله
-
mâh · måh · māh · قمر · لوخن · مانگ · ماه · مه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن