ترجمه "kulmud" به فارسی

ابرو, برو بهترین ترجمه های "kulmud" به فارسی هستند.

kulmud
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابرو

    noun

    Pole vaja seda nägusat kulmu kirtsutada.

    لازم نکرده واسه من چشم و ابرو بیای

  • برو

    Ma olen näinud, kuidas ta oma kulmud puhtaks limpsib.

    دیدمش که ابروهاش رو برای تمیز کردن لیس میزد

  • [[ابرو]]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kulmud " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kulmud" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kulmud" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه