ترجمه "külmik" به فارسی

یخچال ترجمه "külmik" به فارسی است.

külmik
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • یخچال

    noun

    Ühel suvel läks meie väike külmik katki.

    یه تابستون ، یخچال کوچیکه ی ما خراب شد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " külmik " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "külmik"

اضافه کردن

ترجمه های "külmik" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه