ترجمه "kummitus" به فارسی
روح, شبح, شبح بهترین ترجمه های "kummitus" به فارسی هستند.
kummitus
-
روح
nounElas kord ühe poisi kummitus, kes armastas olla varjudes, et ta inimesi ei hirmutaks.
هيچکس به اندازه من صادقانه به رهبر خدمت نکرد زماني روح پسري بود
-
شبح
nounIsa Beocca, ta on kummitus.
پدر بیوکا ، اون یه شبح ـه یه شایعه دروغین.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kummitus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kummitus
-
شبح
Isa Beocca, ta on kummitus.
پدر بیوکا ، اون یه شبح ـه یه شایعه دروغین.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن