ترجمه "kurk" به فارسی

خيار, حلق, خیار بهترین ترجمه های "kurk" به فارسی هستند.

kurk noun دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خيار

    Kui mul veab, on see kurk või baklaþaan.

    وقتي من خوشانسم ، که. خيار يا بادمجون دستش باشه

  • حلق

    Las me krahmame oma unistused ja topime need kõigile kurku!

    بذارين روياهامونُ بدست بياريم ، و اونها رو تو حلق همه فرو کنيم...

  • خیار

    noun
  • گلو

    noun

    Süda on see punane tuksuv asi, mis on ta kurgust umbes 10 tolli kõrgemal.

    همون قررمزست که حدودِ 10اينچ زيرِ گلو داره ميتپه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kurk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "kurk"

اضافه کردن

ترجمه های "kurk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه