ترجمه "metroo" به فارسی
مترو, مترو بهترین ترجمه های "metroo" به فارسی هستند.
metroo
noun
دستور زبان
-
مترو
nounJa see võmm samuti, kes unustas oma relva metroo tualettruumi.
و همينطور يه پليسي که اسلحه کمريش رو توي يه دستشويي مترو جا گذاشته.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " metroo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Metroo
-
مترو
nounMetroo töötaja väidab, et reisija ründas pommitajat enne kui ta jõudis oma vesti plahvatama panna.
يکي از کارکنان مترو ادعا ميکنه يکي از مسافران پريده روي بمب گذار قبل از اينکه او جليقه اش رو منفجر بکنه
تصاویر با "metroo"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن