ترجمه "mets" به فارسی
بیشه, جنگل, بيشه بهترین ترجمه های "mets" به فارسی هستند.
mets
noun
Noun
دستور زبان
-
بیشه
noun -
جنگل
noun masculineVõin näidata, millistest ojadest saab kala ja metsadest saaki.
من ميتونم رودهايي که ميتوني توشون ماهيگيري کني يا جنگل هايي که توشون شکار کني رو نشونت بدم.
-
بيشه
Tule metsa ning tee minust kõige õnnelikum karu maailmas.
با من به بيشه بيا ، منو خوشبخت ترين خرس روي دنيا کن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mets " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Mets
-
جنگل
nounMetsade raiumine muudab kliimat, kuna mõjutab maastiku omadusi ja vee aurustumise ning süsteemis ringlemise dünaamikat.
جنگل زدایی با تغییر خواص سطحی و با تغییر نحوه تبخیر و جابجایی آن در سیستم باعث تغییر می شود.
تصاویر با "mets"
عباراتی شبیه به "mets" با ترجمه به فارسی
-
جعفری وحشی جنگلی
-
سسک جنگلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن