ترجمه "on" به فارسی
هست, است, وجود دارد بهترین ترجمه های "on" به فارسی هستند.
on
verb
-
هست
verbSee on huvitav pakkumine. Ma mõtlen selle peale.
پیشنهاد جالبی است. راجع به آن فکر خواهم کرد.
-
است
verb nounSee on huvitav pakkumine. Ma mõtlen selle peale.
پیشنهاد جالبی است. راجع به آن فکر خواهم کرد.
-
وجود دارد
Kas teil on kahele vaba lauda reedeks?
آیا میزی برای دو نفر در روز جمعه وجود دارد؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " on " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "on" با ترجمه به فارسی
-
مسیحی هستم · من مسیحیام
-
چاپ بنابر تقاضا
-
روزی از روزها · روزی روزگاری · یکی بود یکی نبود
-
خواهش میکنم · قابل نداره · قابل نداشت · قابلی ندارد · قابلی نداشت
-
یک سوال دارم · یک پرسش دارم
-
من فکر میکنم پس هستم
-
است · باش · بود · بودن · هست
-
راد (یکا)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن