ترجمه "osa" به فارسی
بخش, جزء, پاره بهترین ترجمه های "osa" به فارسی هستند.
osa
noun
دستور زبان
-
بخش
nounJehoova rahvas tema organisatsiooni maises osas tunneb rõõmu ainulaadsest vaimsest paradiisist.
ما شاهدان یَهُوَه امروزه در بخش زمینی سازمان یَهُوَه خدا از بهشت روحانی بینظیری برخورداریم.
-
جزء
nounMa ei saa öelda, kui sa ei ole nõus sellest osa võtma.
تا وقتي که نخواي جزئي ازش باشي ، نميتونم بهت بگم.
-
پاره
nounSelle tulemuseks on väändunud ja moondunud ego ja see loob käsitamatuid ootusi oma töötulemuste osas.
این کار کاملا روح افراد را مچاله و پاره پاره می کند. و باعث حجم بالایی از انتظارات در مورد توانایی های افراد می شود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " osa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "osa" با ترجمه به فارسی
-
شرکت کردن · شریک
-
توانستن · قادر بودن
-
سیلندر (موتور)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن