ترجمه "ostmine" به فارسی

خريد, خریدن بهترین ترجمه های "ostmine" به فارسی هستند.

ostmine
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خريد

    Mõjuvõimu ostmine on üks osa mu teisest semestrist.

    خريدِ نفوذ ؛ موضوعيه که ميخوام در نيمسال دوم بهش بپردازم.

  • خریدن

    verb

    Mõnikord pole tema naisel ja lastel piisavalt raha isegi toidu ostmiseks.

    گاهی اوقات زن و فرزندان او حتی پول برای خریدن غذا هم ندارند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ostmine " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ostmine" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه