ترجمه "ostma" به فارسی
خریدن, خريدن بهترین ترجمه های "ostma" به فارسی هستند.
ostma
verb
دستور زبان
-
خریدن
verbViis neitsit ei olnud hoolitsenud selle eest, et neil oleks piisavalt õli, ja nad läksid seda juurde ostma.
پنج باکره اجازه دادند که روغنشان تمام شود و بعد برای خریدن روغن رفتند.
-
خريدن
Sest ma tahan ajas tagasi minna, et seda ajamasinat mitte osta.
ميخوام برگردم و خودم رو از خريدن ماشين زمان منصرف کنم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ostma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن