ترجمه "ost" به فارسی
مشرق, خريد, خریدن بهترین ترجمه های "ost" به فارسی هستند.
ost
noun
Noun
دستور زبان
-
مشرق
noun -
خريد
Tead, kui Ian ostis pileti ja kui ta tuleb koju koos minuga, oleks see väga armas.
اگه يان بليط خريده باشه, اگه بخواد با من بياد چقدر عالي ميشه.
-
خریدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ost " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن