ترجمه "otsi" به فارسی
جستجو, یافتن بهترین ترجمه های "otsi" به فارسی هستند.
otsi
-
جستجو
nounTema süda pöördus valele poole ning ta näis otsivat inimeste austust.
در ضمن جستجو قلبش براهی اشتباه که بنظر میرسید راه افتخارات انسان بود برگشت خورد.
-
یافتن
verbFilosoofid, õpetlased ja teadlased on veetnud terve elu ja varanduse vastuseid otsides.
فلاسفه دانان، دانشمندان، و صاحب نظران زندگی و ثروت خود را برای یافتن پاسخ صرف کرده اند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " otsi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "otsi" با ترجمه به فارسی
-
جستجو · جستجو کردن · جستن · محل یابی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن