ترجمه "otsima" به فارسی
جستجو کردن, جستجو, جستن بهترین ترجمه های "otsima" به فارسی هستند.
otsima
verb
دستور زبان
-
جستجو کردن
verbPärast kogemust Chloe’ga, otsisin ma pühakirjades üles salmid, kus räägitakse käskudest ja armastusest.
بعد از تجربۀ من با کلوئی، من کتاب های مقدّس را جستجو کردم برای فرامین و عشق.
-
جستجو
nounTema süda pöördus valele poole ning ta näis otsivat inimeste austust.
در ضمن جستجو قلبش براهی اشتباه که بنظر میرسید راه افتخارات انسان بود برگشت خورد.
-
جستن
verb -
محل یابی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " otsima " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "otsima" با ترجمه به فارسی
-
جستجو · یافتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن