ترجمه "palk" به فارسی

دستمزد, مزد, کارمزد بهترین ترجمه های "palk" به فارسی هستند.

palk noun Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستمزد

    noun

    Me oleme valmis tegema Tiger'si reklaami paistab et miinimum palgaga.

    چيز نمونده که موافقت تايگر رو به دست بياريم با يه دستمزد کوچولو.

  • مزد

    noun

    14 Jõukad nöörivad sageli oma viljakoristajaid, kelle kättesaamata palgad ’kisendavad’ karistuse järele.

    ۱۴ دولتمندان اغلب کشاورزان خود را فریب میدهند، و مزد عقبافتادهٔ آنان برای جبران «فریاد برمیآورد.»

  • کارمزد

    noun

    Teise võlg oli kümnendik sellest — väiksem kui kolme kuu palk.

    دیگری یکدهم آن مقدار یعنی، کمتر از سه ماه کارمزد بدهکار بود.

  • ترجمه های کمتر

    • تير
    • hoquq
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " palk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Palk
+ اضافه کردن

استونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستمزد

    noun

    Me oleme valmis tegema Tiger'si reklaami paistab et miinimum palgaga.

    چيز نمونده که موافقت تايگر رو به دست بياريم با يه دستمزد کوچولو.

اضافه کردن

ترجمه های "palk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه