ترجمه "pall" به فارسی
توپ, کره, گوی بهترین ترجمه های "pall" به فارسی هستند.
pall
noun
Noun
دستور زبان
-
توپ
noun adjectiveTa ei usu, et saab palli sinust mööda.
اون فکر نميکنه که بتونه توپ رو ازت رَد کنه.
-
کره
noun -
گوی
nounSelle asemel heidetakse ta minema nagu pall, et ta sureks kaugel maal.
بلکه، همچون گوی پرتاب خواهد گشت، تا در سرزمینی دوردست بمیرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pall " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pall
-
توپ
noun adjectiveJa kõige tähtsam, Mondo Palli number on, 21.
و مهمترين جايزه توپ ماندو عدد 21.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن