ترجمه "pea" به فارسی
کله, سر, سَر بهترین ترجمه های "pea" به فارسی هستند.
pea
noun
Noun
دستور زبان
-
کله
nounAndesta, poiss, kuid su isa pea võib varsti piigi otsas olla.
شرمنده پسر ، ولي کله پدرت ممکنه به زودي روي يه سرنيزه باشه.
-
سر
nounEnne metsalise hävitamist ei tule nähtavale enam ühtki pead.
قبل از نابودی این وحش سر دیگری پدیدار نمیشود.
-
سَر
Kivi tabab Koljati pead, ja Koljat langeb surnult maha!
سنگ درست به سَر جُلیات میخورد و او بر زمین میافتد و میمیرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pea " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pea
-
سر
nounPea meeles, mis juhtub lastega, kes ära püüavad ära joosta.
يادت باشه چه بلايي سر بچه هايي که فرار کنن مياد.
تصاویر با "pea"
عباراتی شبیه به "pea" با ترجمه به فارسی
-
گردن زدن
-
بجز · مگر
-
dar
-
آبستن · باردار · حامله
-
توئین پیکس
-
negah dashtan · باید · نگه داشتن
-
اصرار ورزيدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن