ترجمه "peale" به فارسی
بجز, مگر بهترین ترجمه های "peale" به فارسی هستند.
peale
adverb
-
بجز
conjunctionMitte midagi peale teadmise, et sa armastad mind ka.
هیچی ، بجز اینکه بدونم تو هم دوستم داری.
-
مگر
conjunctionSa ei saa mind tappa, kui sa just mu pead otsast ei löö või südant välja ei rebi.
نميتوني منو بکشي مگه اينکه گردنمو بشکوني يا قلبمو از جا بکني.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " peale " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "peale" با ترجمه به فارسی
-
گردن زدن
-
سر
-
dar
-
آبستن · باردار · حامله
-
توئین پیکس
-
اصرار ورزيدن
-
سر · سَر · کله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن